ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

204

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و بهر دو فرمان داد كه بحارث بن هشام و داود كه هر دو ( از طرف طاهر ) در قصر بودند شبيخون بزند و غافلگير كند حارث آگاه شد باتفاق داود سوار شد و از رود در محل « سورا » كه آب كم بود عبور و بر دشمن حمله كردند . جنگى سخت رخ داد و در پايان آن بغداديان گريختند . امين فضل بن موسى بن عيسى هاشمى را بامارت كوفه منصوب و روانه كرد عده سوار هم با او بودند . طاهر آگاه شد محمد بن علاء را با لشكر فرستاد با فضل و سواران او در قريه اعراب روبرو شد . فضل به او پيغام داد كه من مطيع هستم من در اين سفر بامين خدعه نمودم و او را فريب دادم ( كه نزد شما بيايم ) . ابن علاء به او پيغام داد من نمىدانم تو چه مىگوئى اگر بخواهى بطاهر برسى بايد به عقب برگردى كه نزديكترين راه است . فضل با عده خود برگشت . محمد بن علاء باتباع خود گفت : بر حذر باشيد ( آنها هم آماده كارزار شدند ) فضل گمان برد كه او باور كرده و غافل نشسته ناگاه شبيخون زد ولى او را هشيار و آماده كارزار ديد جنگى بسيار سخت واقع شد و بالاخره فضل و اتباع او گريختند . بيان تسلط طاهر بر مدائن و اقامت او در محل صرصر پس از آن طاهر سوى مدائن ( نزديك بغداد ) لشكر كشيد . و در آنجا سپاهى عظيم از طرف امين بفرماندهى برمكى بود . هر روز هم خلعت و مال و انعام براى برمكى مىرسيد ( از طرف محمد امين ) . چون طاهر نزديك مدائن رسيد قريش بن شبل و حسين بن على مامونى را بفرماندهى مقدمه فرستاد . چون اتباع برمكى بانك كوسهاى طاهر را شنيدند اسبها را زين كردند و سوار شدند . برمكى سپاه خود را آراست . هر صفى را كه مىآراست صف ديگر بهم مىريخت و منهدم مىشد . سپاه او سخت پريشان شد . اول آنها به آخر پيوست برمكى گفت : خداوندا به تو پناه مىبريم از خوارى و پريشانى سپس بفرمانده عقب داران گفت :